خرید بک لینک
انگار همین دیروز بود که برای اولین‌بار بغلت کردم، اون لحظه‌ای که دنیا رنگ دیگه‌ای گرفت. حالا هشت سال از اون روز گذشته، و تو با خنده‌هات، با نگاه مهربونت، و با دنیاهای کوچیکی که هر روز خلق می‌کنی، منو بزرگ‌تر و مهربون‌تر کردی.بزرگ شدنت، شیرینه اما گاهی هم ترسناکه برام. نگرانم برای روزهایی که دیگه نتونم کنارت باشم، برای وقتایی که ممکنه دل کوچیکت بشکنه، یا کسی نفهمه چقدر قلبت پاکه. از آینده می‌ترسم چون می‌دونم دنیا همیشه مهربون نیست، اما بیشتر از اون، بهت افتخار می‌کنم چون می‌دونم قوی‌ای، مهربونی وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها صالحی تاريخ: پنجشنبه 27 آذر 1404 ساعت: 8:01

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم خرداد ۱۴۰۴ساعت   توسط ...::: افشین :::...  | 

برچسب: نویسنده: رها صالحی تاريخ: پنجشنبه 27 آذر 1404 ساعت: 8:01

نمیدونم این شمارش روزها داره چیکار میکنه باهام 218 روز بعد زنگ زد طول کل مکالمه شد 1 دقیقه و 26 ثانیه به اندازه 218 روز از جلوی چشام رد شد چیزایی رو که می گفت رو نمی شیندیم حال و احوال و یه سری چیزای تکراری ، گفت کارت دارم ... خواست حال و احوال بپرسه ، گفتم اول کارت رو بگو ... دارو خواست گفتم قطع کن بذار بگردم ...

خداحافظی کردیم و صدای فروکش کردن هیجانش رو شنیدم

برچسب: نویسنده: رها صالحی تاريخ: پنجشنبه 27 آذر 1404 ساعت: 8:01

کسی عطر ماگنولیای تاریک درونات را درنیافتکسی بلبل مجروح عشق، میان دندانهایت را ندیدهزار اسب باریک ایرانیدر ماه پیشانیات خفتهاندآنگاه که من چهار شبکمرگاه تو راکه دشمن برف استدر آغوش خود داشتمنگاه تو میان گچ و یاسمیندستهگلی بیرنگ بوداز بذری که در خاک شددر سینهام حروف سخت عاجی را برای تو جستمهمیشه، همیشه، همیشهباغ من، جنگ مرگ و زندگیجسم تو، فنا شدنیخون رگان تو، دهان مندهان تاریک تو، مرگ من+فدریکو گارسیا لورکا + نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مرداد ۱۴۰۳ساعت   توسط ...::: افشین :::...  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها صالحی تاريخ: جمعه 19 مرداد 1403 ساعت: 14:10

گفتم کفی بزندستهایت را شکسته بودندگفتم حرفیزبانت راچشم گشودی وآنگاه… هزاران گره…آنان به پنجره سنگ میزنندکورمان میکنندآیینه را میشکنندو در این میان سنگ به نجوای پنجره پاسخ میدهدخدایا چه آسان همه چیز شکسته میشودماروزمان را آغاز میکنیمحال آنکه از گذشته نمیدانیمو گاه مرگی فرا میرسدکه ما را به فردا نمیسپاردو اواو که خبر میفروشدبرای روزنامهفریاد میکشد+ تد هیوز + نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر ۱۴۰۳ساعت   توسط ...::: افشین :::...  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها صالحی تاريخ: سه شنبه 2 مرداد 1403 ساعت: 15:18

هرجا که میرم پیش چشمامی بغضم مثل یه کوه سنگینه!
یادت میفتم نفسم میره دنیای این روزای من اینه…
یک لحظه چشمای تورو دیدم تا چشم پیش همه زیبا شم…

+دمای چهل درجه

+آهنگ روزبه بمانی

+کتاب روزبه بمانی

+شیخ زاهد

+ اتفاق خوب ، خیلی خوب

+ سال 1400

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر ۱۴۰۳ساعت   توسط ...::: افشین :::...  | 

برچسب: نویسنده: رها صالحی تاريخ: جمعه 8 تير 1403 ساعت: 15:37

در انتظار تو هستمکه خود را به من نمیرسانیروزها و شبهای سختی دارمهمهاش کنار جاده ایستادهامتمام سایهها فریبم میدهندتمام عابران دروغ میگویندمگر میشود زنی را ندیده باشندبا پیراهن آبیموهای شانه کردهکفشهای سفیدکه میرقصدشعر میخواند+ شریف + نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد ۱۴۰۳ساعت   توسط ...::: افشین :::...  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها صالحی تاريخ: يکشنبه 27 خرداد 1403 ساعت: 3:39

یه وقتایی ، این دلشوره و این حس عجیب یه جوری میاد سراغم که انگاری یه چیزی داره میشه یه اتفاقی که داره از راه می رسه ، یه حرف مزه مزه ای که باید شنیده بشه ، یه ماجرایی که سخت باید بپذیرمش با تمام هیاهویی که ساخته میشه ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۴۰۳ساعت   توسط ...::: افشین :::...  | 

برچسب: نویسنده: رها صالحی تاريخ: پنجشنبه 3 خرداد 1403 ساعت: 14:47

با صدای بی صدا
مثِ یک کوه، بلند… مثِ یک خواب، کوتاه…
یه مرد بود؛ یه مرد…

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت ۱۴۰۳ساعت   توسط ...::: افشین :::...  | 

برچسب: نویسنده: رها صالحی تاريخ: دوشنبه 10 ارديبهشت 1403 ساعت: 19:46

سلام ...

روی خاک ایستاده ام
با تنم که مثل ساقه ای گیاه
باد و آفتاب و آب را
می مکد که زندگی کند ...

آهود   
دهخدا :  
[ اِخ ]  پسر جيرا از سبط بن يامين . (قاموس کتاب مقدس ).


برچسب: نویسنده: رها صالحی تاريخ: يکشنبه 19 فروردين 1403 ساعت: 16:28

نمی شود پاییزفضای نمناک جنگلی اشبرگ های خسته ی زردشغمگین تر از نگاه تو باشدنمی شود می دانمنمی شود آوازیکه مرد روستایی و عاشقبا صدایی صافدر اعماق دره می خوانددر شمالِ شمالرنگین تر از صدای تو باشدنمی شود ... می دانم ...+نادر ابراهیمی + نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آذر ۱۴۰۲ساعت   توسط ...::: افشین :::...  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها صالحی تاريخ: دوشنبه 27 آذر 1402 ساعت: 13:41

براش هفته های قبل یه ویدیو از شمس لنگرودی رو فرستادم می دونستم دوست داشت بعد از سالهای نبودنش :دلم به بوي تو آغشته استسپيده دمانکلمات سرگردان برمي خيزندو خواب آلوده دهان مرا مي جويندتا از تو سخن بگويم .کجاي جهان رفته اي ؟نشان قدمهايتچون دان پرندگانهمه سويي ريخته است .باز نمي گردي ، مي دانمپیام منو دید،بهم جواب داد ، با سلام شروع کرده بود ، منم چون ذوق خوندن جوابشو داشتم کمی دیرتر پیامشو باز کردم بعدش باز کردم دیدم جوابشو پاک کرده+ واسه شبنم که چند سال مهاجرت کرد و رفت ... رفتن تو یه تیکه از منو با خودش از بین برد + نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان ۱۴۰۲ساعت   توسط ...::: افشین :::...  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها صالحی تاريخ: دوشنبه 6 آذر 1402 ساعت: 16:07

سلام ...

روی خاک ایستاده ام
با تنم که مثل ساقه ای گیاه
باد و آفتاب و آب را
می مکد که زندگی کند ...

آهود   
دهخدا :  
[ اِخ ]  پسر جيرا از سبط بن يامين . (قاموس کتاب مقدس ).


برچسب: نویسنده: رها صالحی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 22:52

ناگهان بُغضی از درونام برمیخیزد و گلویام را میفشاردناگهان نوشتهام را ناتمام میگذارم و از جا میپرمناگهان در سرسرای هُتلی، خواب میبینمناگهان درختی در پیادهرو به پیشانیام میخوردناگهان گرگ نومید و خشمگین و گرسنه رو به ماه زوزه میکشدناگهان ستارهها روی تاب باغچهای فرود میآیند و تاب میخورندناگهان مُردهام را در گور میبینمناگهان در مغزم آفتابی مهآلودناگهان به روزی که آغاز کردهام چنان چنگ میاندازم که گویی هرگز پایان نخواهد یافتو هر بار تویی که پیش چشمام میآیی.#ناظم حکمت + نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم خرداد ۱۴۰۲ساعت   توسط ...::: افشین :::...  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها صالحی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 22:52

این روزها چشم هایم را می بندم ، خودم را سوار بر اسب در کوه های ساوالان می بینم که به تاخت دور می شود ، نفس های اسب را بشنو ، ابرهای بالای سرت را خستگی پاهایش را ...

+ با من گوش کن

اشک هایم حتما از سرمای هواست ...

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم تیر ۱۴۰۲ساعت   توسط ...::: افشین :::...  | 

برچسب: نویسنده: رها صالحی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 22:52

صفحه بندی